دستبند نفس


دیروز مادر جون برا نفس بازم سنگ تموم گذاشته بود
امروز بعد از ظهر بابا و مامان نفس رو نگه داشتن
که نیم ساعته بریم خرید برا نفس زود برگردیم
ساعت 5 بعداز ظهر رفتیم و 7 برگشتیم
برا نفس با پولی که مادرجون داده بود یه دستبند خریدم
من عشق دسبند دارم اینقد خوشمل میشه تو دستش
قبلا مادرجون گوشواره های نفس رو هم خریده بود
من دخمل یکی یدونه عزیز بودم ها
لمل نفس چون اولین نتیجه دختر هست بعد چند تا نتیجه پسر
مادرجون خیلی دوستش داره

















من از دار دنیا فقط یه مامان بزرگ دارم
قوربون عزیز خودم برم که اینقد دخمل ما رو دوست داره
نفس عشق همه ما هست

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی





دستبند نفس
