arosi
از صبح مشغول و آماده حاضر شدن برا مراسم
آبجی 12 اومد خونمون و ناهار خوردیم و
کلی آرایش .از ساعت6 تا 11 شب عروسی بود
تا ساعت 10 کیف کردیم و شام دادن ساعت 12 از تالار اومدیم
تا خونه عروس همرا ماشین عروس اومدیم
خیلی خوش گذشت شب ساعت 2 رسیدیم و
آبجی چون استراحت نکرده بود شدید خسته بود
شیوا دوست من و دختر همسایه بود شبا با صدای خنده هاش
میخوابیدم عادت کرده بودم بهش سه ماهی ازم کوچیکتره
اما از وقتی اینجا بودیم دوست شدیم محله ما همه پسرن به جز شیوا و خودم
که اونم راهی خونه بخت شد شب حس تنهایی بهم دست داده بود
آبجی که دو ساله رفته دوستم هم رفت شدم تنهای تنها
امروز بعداز ظهر هم میریم پاتختی
توی سونو گرافی قبلی دکتر گفت آب کسیه ای که بچه توش
هس زیاده و علت خاصی نداره با دکترت حرف بزن
دکتر خود آبجیم دیده و گفته برو دوباره سونو آب رو اندازه بگیرن
وقت گرفتن واسه یکشنبه ساعت4 بعداز ظهر دوباره بره
دکتر احتمال داده آب زیاد باشه بچه زیاد تکون بخوره
و کسیه زودتر پاره بشه و نی نی زود متولد بشه
سیسمونی تا حدی تموم شده مونده کمد نی نی
اونم بخریم می بریم اتاقش رو بچینیم
قرار هم شده اگه بچه زودتر به دنیا نیاد و سر موقع به دنیا بیاد
تا روز هفتم کسی مهمون نیاد تا آبجی و بچه جون بگیرن
و روز 7 به بعد مراسمی سه ساعته باشه
فامیل های هر دو طرف بیام برا دیدن نی نی و کیک و میوه بدیم
و بابای نی نی میخواد جلو پای همسرش و فرزندش گوسفند قوربونی کنه
باشه همین که نیتش رو کرده هم کافیه خدا حفظش کنه
همین ...
در ضمن فامیل واس نی نی ما اسم پیشنهاد میدن
پسر عموم سینا گفته صبا بذارین بابا هم موافقه سینا رو زیاد دوس داریم هر چی بگه قبوله
عمو نادر که حسرت دختر به دلش مونده میگه سحر بذارین
زن عمو مهری گفت سارا بذارین من سارا دوس دارم
پیام میگفت به آبجی بگو سویل یا سوین بذارن
بابا از اول مینا میگفت گفتیم قدیمه الان میگه خاطره بذارین
داداشم اسم سارا و شهلا دوس داره
شما عزیزان چه اسمی پیشنهاد میدین و دوس دارین ؟
بگین شاید اسم مورد نظر شما راحت تر و به روز تر بود.
عمه مامانم میگف واسم دختر یه چیز دیگه است گفت راضی بودم یه چشمم رو از دس میدادم و از 4 تا پسر یکیش دختر میبود تو شیراز هس خیلی تنها و دور افتاده میگه برا همین دوس داره بچه دختر داشت که خدا نداده
عمه جان نوه دار شده و اونم از شانس پسره اما خیلی خوشگل و نازه اینم عکس آقا کیان






arosi
