نفسنفس، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره
وب نفسوب نفس، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
نویدنوید، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

همه عشقم تویی نفس مامان

زندگی هندسه ساده تکرار نفس هاست

سونو

روز یکشنبه آبجی برا تکرار سونوگرافی رفته بود  بابای نی نی هم بچه نازمون رو دیده و دکتر خیلی خوب توضیح داده  آقا محمد خیلی خوشحال بود موقع برگشت به خونه مهمونمون کرد  پیتزا خردیم و اومدیم خونه همراه با خونواده نوش جون کردیم  نی نی در روز یکشنبه در 28 هفته و سه روزگی قرار داشت  و جالبه بدوینن 1233گرم هس وزرن نی نی و اسم نفس تا اینجا مد نظره  ...
12 شهريور 1392

یه روز خاص

امروز با دوستان دوران راهنماییم قرار دارم  خیلی وقته ندیدمشون  اینا رو واس عزیز دل خریدم امروز ...
9 شهريور 1392

تولد

امروز تولد مامان نی نی هس  به خاطر اینکه همه اعضای خونواده دیشب بودن  دیروز کیک تولد خریدیم و کادو برا آبجی  ایشالله تولد عزیز دل خاله رو بگیرم  ...
8 شهريور 1392

arosi

دیروز عروسی شیوا خانوم دعوت بودیم  از صبح مشغول و آماده حاضر شدن برا مراسم  آبجی 12 اومد خونمون و ناهار خوردیم و  کلی آرایش .از ساعت6 تا 11 شب عروسی بود  تا ساعت 10 کیف کردیم و شام دادن ساعت 12 از تالار اومدیم  تا خونه عروس همرا ماشین عروس اومدیم  خیلی خوش گذشت شب ساعت 2 رسیدیم و  آبجی چون استراحت نکرده بود شدید خسته بود  شیوا دوست من و دختر همسایه بود شبا با صدای خنده هاش  میخوابیدم عادت کرده بودم بهش سه ماهی ازم کوچیکتره اما از وقتی اینجا بودیم دوست شدیم محله ما همه پسرن به جز شیوا و خودم   که اونم راهی خونه بخت شد شب حس تنهایی بهم دست داده بود  آبجی که دو ساله رفته دوستم هم رفت شدم تنهای تنها  امروز بعداز ظهر هم میریم پاتختی ...
7 شهريور 1392

sismoni

امروز بازم رفتین خرید همه چیزایی که ضروری بودن تا حدودی خرید کردیم  مونده کمد و گوشواره ناز دختر  چند تایی که من تونستم عکس بگیرم رو میذارم و بقیش میمونه وقتی خونمون  سر میزنم عکس بگیرم و بذارم ببینید دوستان نازم  ...
31 مرداد 1392

سونو گرافی

دیروز صبح ابجی رفته بود پیش دکترش  همه چی چک شده وزن ابجیم 83 شده  قبل حاملگی 68 کیلو بوده دقیقا 15 گیلو وزنش زیاد شده  فقط فشارش 7 روی 10 بوده و دکتر گفته دیگه چیز ترش نخور  و اینکه از این به بعد هر دو هفته یک بار بیای برا معاینه  ساعت 2 بود رفتیم سونو گرافی از مسئول پذیرش پرسیدم میتونم برم تو  گفت یه نفر همراه مانعی نداره منم رفتم داخل  ای جونم دیدیم نی نی خوشگل رو اینقد ذوق زده شده بودم که حد نداشت  حود به خود چشام پر اشک شده بود  نی نی در هفته 26 به سر میبره و 28 سانتی متر هس و حانوم دکتر گفت  آبش خیلی زیاده و علت خاصی نداره و با دکترش در میان بذاره  ورزنش حدودا 800گرم صدای قلبش رو هم شنیدم خیلی تند و تند میزد  سلامت ...
29 مرداد 1392

عروسی

دیروز مراسم خنچه عروسی دوستم و دختر همسایه بود  من و مامان و آبجی دعوت بودیم من زودتر رفته بودم  مامان و آبجیم یخورده دیر تر اومدن خیلی خشو گذشت بهمون  آبجی یخورده اذیت شده بود  دس ور دار نشدن پاشو برقص اونم خیلی آروم میرقصید  من همراهیش کردم تنها نباشه  نمیدونم اما خانوما میگفتن خانوم حامله برقصه ارزونی میشه  6 شهریور هم عروسی همین دوستم تالار دعوتیم  آبجیم فردا میره دکتر و پس فردا سونوگرافی تا ببینم چه خبره  ...
27 مرداد 1392