نفسنفس، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره
وب نفسوب نفس، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
نویدنوید، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

همه عشقم تویی نفس مامان

زندگی هندسه ساده تکرار نفس هاست

پرونده 54

آبجی دیروز رفته بود درمانگاه نزدیک خونمون  از اونجا براش پرونده تشکیل دادن و گفتن باید ماه دوم میومدی  برا این کارا . اما آبجی اون موقع هم رفته بود دیگه به هر حال  دیروز پرونده تشکیل دادن و گفتن بره دوباره آزمایش بده و سونو گرافی بره  و نتیجه رو بیاره براشون .امروز صبح رفت آزمایش و سونو گرافی فعلا مونده  و گفتن که بار بعدی ماه هفتم یعنی شهریور ماه بره و بعد از اون  هر دوهفته یک بار بره تا زمان دقیق زایمان مشخص بشه  آبجی هر دو ساعت یه بار گشنش میشه و غذا میخوره  قبل حاملگی 67 کیلو بود دیروز وزن کرده و فهمیده شده 72 کیلو  در عرض چهار ماه 5 کیلو برا هر ماه حدودا یک و نیم کیلو و دکتر گفته حدودا 15 کیلو زیاد  میشه وزن آدم در دوران ح...
13 خرداد 1392

هدیه

آهنگ وبلاگم رو گوش بدین برا روز تولد عزیز دل خاله میذارم  اما شما پیش پیش گوش بدین من یکی خیلی خاطرات خوبی دارم با این آهنگ روز تولد من دوستانم وب طراحی کرده بودن من نمیدونستم و روز تولدم بهم تقدیم کردن و آهنگ وبلاگ همین تولدت مبارک از اندی بود یادتون تو دلم همیشه زنده است عزیزانم http://mehdi-online.mihanblog.com/post/76 ...
12 خرداد 1392

س ی

                               چند روز پیش بابا اینا عمه و خونوادش رو توی پیاده روی دیده بودن  موقع برگشت عمه یه عالمه البالو داه واسه آبجی بابا اینا هم یکم واس من آوردن و  بقیش رو برده بودن واسه آبجی گلم  دیروز عصر هم آبجی و همسرش پنیر محلی و نون بربری خریده بودن  اومدن دور هم زدیم جاتون خالی عصرونه حال داد آبجی واسم کلی شکلات و تافی آورده بود آخ برا همسرش محصولات که میدن واس منم داد  امروز هم همسرش مرخصی گرفته تا برن لباس جدید بخرن  میگفت مانتو و شلوار دیدیم میخوام بخرم  ایشالله که بتونه چیزای خوشمل خوشمل بخره  شیره انگور هم خریدیم امروز ما به زبان خودمون میگیم دوشاب  و عرق نعناع هم خریدم واس خودم و آبجی شندیم که چاق می...
7 خرداد 1392

تولد امام علی

چقد نازه این بچه خیلی خوشمزه است خوشمله حیفم اومد شما نبینیدش http://upload.tehran98.com/img1/wpovid81kt033agq439y.jpg اول تبریک میگم این عید رو به دوستان گلم  دیروز رفیتیم خونه مادرجون قرار شد آبجی با همسرش بیاد  اما یخورده بعد زنگ زد که همسرش تصادف کرده  نمیتونن بیان صدای ابجی گرفته بود دیونه گریه کرده بود  آخ گریه برا چی ما شینه خسارت میبینه دیگه  همه چی بهم ریخت بابا زنگ زد به آبجی و گفت مشکلی نیس حل میشه  خودتو ناراحت نکن و به دامادی گفت زودتر بده صافکاری ماشین رو  عصر موقع برگشت رفتیم وسایل و خوردنی ها رو واس آبجی بدیم  ماشین رو تو پارکینگ دیدیم طوری نشده بود با خودم فکر کردم که  حتما کاراش رو انجام دادن اما ن...
4 خرداد 1392

مبارکا باشه

این هفته ظهر تا شب آبجی پیش ما بود هر روز  شب همسرش بعد از کار میومد دنبالش و میرفتن  حالش خوبه و داره تپل تپل مشه هیکلی شده حسابی  الان اندامش خیلی خوبه دوس دارم همیشه این شکلی باشم من  و در ضمن دیگه 22 روز دیگه آیهان جون پسمل دوست گلم به دنیا میاد و  امروز 31 اردیبهشت تولد عشقم آبجی گلم مامان آیهان هست  آبجی جونم دلم برات تنگ شده منتظرم تا بیام پسرت و خودت رو  رویت بکنم تولدت رو با دل و جون تبریک میگم ایشالله با تن سالم کنار همسر و  فرزند عزیزت روزای خوب و خوشی رو داشته باشی آمین  بابا اینا دنبال لباس حاملگی برا آبجی بودن صبح رفته بودن بیرون   یه تونیک محشر براش خریدن مجلسی هست  میگم بابا لباس حاملگی کجا این کجا خیلی...
31 ارديبهشت 1392

شب آرزوها

کلی چیزای خوشمزه واسه ابجی خریدم منتظرم بیاد دوتایی بخوریم به زور جلو شکم خودم رو نگه داشتم  گیلاس خریدم و گوجه سبز و لواشک ترش و موز  و امروز به یاد عزیز ترین کسم یه چیزی هم خریدم عکسش رو میذارم ببنید  شب آرزوها هست امشب از ته دل اول دعا میکنم که مهربد جون هر چه زودتر خوب بشه  اینقد دوستش دارم که خدا میدونه عاشق بچه هام من اینم که بچه دوست گلم هست ،بیشتر و بعد خدا مریض ها و کودکای سرطانی رو شفا بده هر چه زودتر و میگم  چه خوبه تو این روز از طریق سایت اهدا عضو ثبت نام بکنیم  برایت از طلا تختی مسیری رو به خوشبختی برایت عمر نوحی را وقار همچو کوهی را برایت صبر ایوبی ح...
26 ارديبهشت 1392