عروسی
ببخشید مشغول درسا بودم آبجی با خواهر شوهرش و مادر شوهرش عروسی پسر خانوم جعفری دعوت بودن رفتن حسابی خوش گذشته آبجی هم مشکلی نداره برا رفتن به عروسی آخ مادر شوهرش آرایشگر هس سالن آرایشی داره هر وقت میخواد بره عروسی حسابی بهش میرسه آبجی یکی یدونه عروسش هست فعلا و عروس بزرگه خیلی تپل شده از حالا مادر شوهرش میگه نکنه دوقلو باشه بچه چون الان سه ماه این همه چاق شده نه اما مامان من بچه اولش 5 کیلو بود وقتی متولد شده عادی هست برامون آبجیم اینجا پیشم هس با این حالش بیچاره یه عالمه کمک هست برام آره معادلات رو باهاش کار کردم حله مشکلی ندارم باید محاسبات هم تمرین کنیم بهتر از استادم درس میده گفته باشم آبجی من واقعا س...
نویسنده :
مامان
14:15





