نفسنفس، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره
وب نفسوب نفس، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
نویدنوید، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

همه عشقم تویی نفس مامان

زندگی هندسه ساده تکرار نفس هاست

اسباب کشی

یه چیز جالب دیروز صبح تو خواب میدیدم  یکی بهم تهمت زده داشتم گریه میکردم داد میزدم  به بابام میگفتم دروغ میگه اون فرد رو داشتم میبردم  پیش بابام که ثابت بشه به من تهمت زدن اینقد تو خواب  گریه کردم که از صدای خودم که داشتم بابا بابا صدا میزدم بیدار شدم  ضربان قلبم خیلی زیاد بود برا مامان گفتم به خیر تعبیر کرد و گفت که ایشالله که میخندی ؛  گریه به خواب خنده میشه همین طور هم شد ساعت 12 خبر خونه جدید رو بهم دادن  دیروز بابا اومد دنبالم و مستقیم رفتم خونه آبجی  همه وسایل رو جمع کردیم دیشب با ماشین خودمون یکمیش رو بردیم  امروز صبح هم از شکرت خودمون ماشین اومد وسایل ریز و شکستنی رو بردیم  همه چی رو چ...
10 مرداد 1392

خونه جدید

دوستان آبجی اینا دارن خونشون رو عوض میکنن  یه خونه بزرگتر با امکانات بیشتر  امشب وسایل کوچیک رو میبریم و  فردا و پس فردا وسایل بزرگتر رو میبریم  خیلی خوشحالم بابا خونه ای که الان توش بودن  خیلی کوچیک بود و چون یک خوابه بود نمیشد برا  بچه اتاقی تدارک دید .امروز میرم خونه آبجی وسایلش رو بسته بندی کنیم  کلید خونه جدید دست آقا محمد هس  خدا رو شکر یخورده جاشون باز میشه و این که دیگه مجتمع نیس یه خونه شخصی با پارکینگ و انباری اختصاصی  و در ضمن آسانسور هم داره برا آبجی که در آینده سخته پله بره بالا و پایین خوبه  از هر نظر کویت کویته منتظر عکس های جدید از خونه جدید باشین دوستان ...
9 مرداد 1392

عکس

دیروز آلبوم عکس رو میدیم ، آبجی اغلب عکسای دوران  بچگیش رو برده خونه خودش اما چند تایی خوبش بود شب عفو است و محتاج دعایم ، زعمق دل دعایی کن برایم اگر امشب به معشوقت رسیدی ، خدا را در میان اشک دیدی کمی هم نزد او یادی زما کن ، کمی هم جای ما او را صدا کن بگو یارب فلانی رو سیاه است ، دو دستش خالی و غرق گناه است... دوستان التماس دعا دارم  واس ما هم دعا بکنید  منیره - هادی - جعفر  آبمیوه صداتم ، چرخ کرده نگاتم ، قربون اون چشاتم ، کشته خندهاتم ، من مرده حیاتم ، تا عمر دارم فداتم ، بعد از مرگم خاک پاتم ، تا هستی خاطرخاتم  ...
5 مرداد 1392

sismoni

هر جا میریم و چیزی میبینیم میخریم فعلا ؛ تا ببنیم کی وقت میشه تکمیل کنیم  امروز تولد مامانم و تولد پسر استادم آقا دانیال هس  تولدتون مبارک بوووس و بغل      ...
5 مرداد 1392

sismoni

سلامی دوباره  امروز برا پیش خرید سرویس خواب نی نی رفتیم  از شانس ما همکار عموم بود فروشنده  کمد و تخت هم کوچیک تا 2 سالگی میشه استفاده کرد  به رنگ سیاه و قرمز انتخاب کردیم اگه موقع اوردن نظزمون عوض نشه  خدا رو شکر هزینه اش یه جورایی جور شد  همون جا یه لباس فروشی مردانه بود طبقه بالاش لباس های بچگانه  با آبجی رفتیم این چند تیکه رو خرید کردیم  سرویس خواب نی نی رو میبریم خونمون تا تکمیل کنیم همه وسایل رو  منم یه دل سیر ببینم بعد میبریم خونشون  ...
31 تير 1392

ماه رمضون

نماز و روزه های دوستان گلم قبول باشه  آبجیم حالش خوبه و خیلی چاق شده هر کی میبینه میگه  ماه های آخر حاملگی هستی ؟؟؟ ای خدای من  نه بابا هنوز هفته بیست و سوم هس حدودا شش ماهه اما خیلی چاق شده الان قد بلند که هس هیکلی شده  واقعا معرکه شده من در همین حد دوس دارم چاق باشم  مث اینکه از ماه 7 به بعد دوبرابر این که چاق شده  بچه رشد میکنه و وااای دیدنی میشه اون وقت  یکم هم میخوره و میخوابه برا همین زیاد چاق شده  قرار شده که از هفته بعد همراه همسرش بره پیاده روی  ورزشی براش بوده باشه  12 ماه رمضون غذاخوری دایی همسرش دعوت کرده میرن  هفته دیگه ما هم قصد داریم حقوق سر برجمون رو که گرفتیم بریم  نصف خرید های سیسمونی رو بکنیم خیلی دیر شده  ...
28 تير 1392

سلیمان !

  زننیستم اگر زنانه پای عشقم نایستم ! 。 ◕‿◕ 。   مناز قبیله ی زلــــــیخا آمده ام ...   آنــــقدرعشــــــقت را جار می زنم تا خــــــدا برایم کف بزند !   فرقینمیکنــــــد فرشته باشی یا آدمــــــ ...   یوسفــــــباشی یا سلیمان !   قالیچهدلــــ من بدون اسم رمز (نــــــام تــــو) پرواز نمیکند   زنــــانهپای این عشقــــــ می ایستم ...   مــــــــردانهدوستم داشته باش 。 ◕‿◕ 。 ...
27 تير 1392

افطاری

جمعه شب مهمون بودیم خونوادگی  عمه بزرگم غذاخوری ارکید دعوت کرده بود کل فامیل رو  من دل خوشی برا رفتن نداشتم اما رفتم  همه چی خوب بود عالی بهتر از قبل شاید  ورود به اونجا عمو حسینم رو دیدم و آقایون و خانوما جدای هم بودن  آخرین میز فامیل های درجه یک بودن اول به بقیه عمو ها و عموزاده ها سلام  و احوال پرسی داشتیم و بعد خانوما  ؛ منم بیشتر برا اینکه دیداری تازه بشه  رفته بودم. آبجی رو هر کی میدید جویا میشدن بچه جنسیتش معلوم نشده  اونم میگفت آقامون گفتن برا کسی نگم از من خواستن بگم اذیتشون کردم  گفتم دوقلو دختر ؛ زن عموم اینقد خندیده میگه به آرزوم رسیدم بچه شما هم دوقلو هس بعد بهش گفتم شوخی بوده.  خیلی خوش...
24 تير 1392

امام رضا

اثر مشترکِ زیبا از عبدالرضا هلالی و حامد زمانی/ صوت : یکی میگه با فریاد راه میندازه داد و بیداد بچمو آقا شفا داد تو صحن گوهرشاد یکی که دلش شکسته گوشه ی صحنت نشسته دخیلِ درداشو بسته عاشق دلخسته نشون به این نشونه صدای نقاره خونه منو به تو می رسونه ببین دلم خونه میدونم روسیام من اگه بی وفام ولی عشقم اینه عاشق این آقام منتظر یک اشارم هرچی که دارم بزارم دلمو زیارت بیارم منی که آوارم دلم اگه بی قراره چشام اگه هی می باره ولی دلم غم نداره آقام دوسم داره میشه شاهی کنی منو راهی کنی چی میشه به منم یه نگاهی کنی --- هرکی که حاجت روا شد گدا اومد پادشاه شد عاشق آقام رضا شد خادم آقا شد منم اومدم گداشم کفتر گنب...
19 تير 1392