س ی
چند روز پیش بابا اینا عمه و خونوادش رو توی پیاده روی دیده بودن موقع برگشت عمه یه عالمه البالو داه واسه آبجی بابا اینا هم یکم واس من آوردن و بقیش رو برده بودن واسه آبجی گلم دیروز عصر هم آبجی و همسرش پنیر محلی و نون بربری خریده بودن اومدن دور هم زدیم جاتون خالی عصرونه حال داد آبجی واسم کلی شکلات و تافی آورده بود آخ برا همسرش محصولات که میدن واس منم داد امروز هم همسرش مرخصی گرفته تا برن لباس جدید بخرن میگفت مانتو و شلوار دیدیم میخوام بخرم ایشالله که بتونه چیزای خوشمل خوشمل بخره شیره انگور هم خریدیم امروز ما به زبان خودمون میگیم دوشاب و عرق نعناع هم خریدم واس خودم و آبجی شندیم که چاق می...
نویسنده :
مامان
11:49





